سلام
یه دوست جدید یه نظر توی پست شعر سهراب نظری گذاشته که دوست داشتم بذارم اینجا :
سلام آقا وحید
مطلبی راجع به سهراب نوشتی که لازم دانستم جوابی بدهم اگر جواب مرا زیر نوشته خود درج کنی برای من ایجاد انگیزه میشود تا باز هم سراغت بیام در ضمن داغ مشاعره ام اگه هستی بسم الله
"از هجوم نغمه ات بشکفت گور مغز من امشب "
تو که خود درد شناسی ز چه رو می نالی
تو که سهراب شناسی ز چه رو می خوانی
"شاید او از دل پر درد ندارد خبری"
تو بخوان هشت فغان سهراب
که بدانی به دلش غوغاییست
او خودش می گوید
"دیگران را همه غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است"
با همه غم هایش باز هم صحبت کرد
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
راست می گوید او
تا گلی باقی هست زندگی باید کرد
اما خود تو
"چه ترا دردی است
کز نهان قلب خود می زنی" آوا"
و نشاط زندگی را از کف من می ربایی ؟"
چشم را عریان کن
و بلوری بنگر
خاطرت را وسط حوض حقیقت بنشان
پر و سیرابش کن
وسپس خوب نظر کن به عقب
و ببین آنچه که سهراب بدید
و به خاطر بسپار
یک نصیحت از او
"بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می آید پایین
می رسد دست به سقف ملکوت
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من
حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است
قطر نارنج شعاع فانوس"
و شنیدم که چکاوک چه غزل خوان می خواند
گر نبود هیچ گلی
تو خودت باش شقایق که دگر آدمها
به امید دل تو روز به شب بسپارند
التماس دعا
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 11:6 موضوع | لینک ثابت
جنایت از آنجا آغاز میشود که به همه چیز پشت میکنیم و همه ی حرمت ها را میشکنیم و به راحتی کسی را همه چیزش را برای هنر نمایش گذاشته و برای همه ی هنرمندان تئاتر مثل یک خواهر بزرگتر بوده و واقعا خواهری کرده بدون هیچ حمایتی رهایش میکنیم .
چرا ؟ چون ما احساس میکنیم بزرگ شده ایم ولی یادمان نمی آید چطور بزرگ شدیم .
این روزها نمایشی در تالار آفتاب اهواز اجرا میشود که همان قصه ی قدیمی و همیشه تازه بزبزقندی است ولی اینبار با گویشی جدید و به کارگردانی هنرمندی قدیمی "فرخنده زاهدی"
نام فرخنده زاهدی یا فرخنده ارجمند فر برای تمام اهالی هنر خوزستان نامی آشناست ولی ما در سرتاسر شهر اهواز برای نمایشی که ایشان کارگردانی کرده هیچ بیلبورد یا پلاکاردی نمیبینیم هیچ تیزری در دستانمان قرار نمیگیرد و همه اینها حاکی از جنایتی است مسئولین انجمن نمایش مرتکب شده اند .
شرح جنایت اینست : آقایان هیچ اسپانسری برای این نمایش پیدا نکرده اند .
سوال من اینست :
آقای سید صادق فاضلی
دوست عزیز من که ارادت خاصی به شما دارم ، مگر نه اینست که تمام موفقیت های شما مرهون زحماتی است که در چندین سال گذشته در گروه هنری زهور خودتان و اعضای گروه تان کشیدید اگر اشتباه نکنم و حافظه ام یاری کند نام گروه زهور برگرفته از نمایشی به همین نام است که در سال 76 شما کارگردانی کردید محل تمرین شما در آنزمان پشت بام انجمن نمایش واقع در خیابان سعدی بود و اجرای موفق این نمایش مرهون بازی بسیار زیبای همین خانم فرخنده زاهدی بود . آیا با این همه اعتباری که کسب کرده اید و روابطی که دارید واقعا برای نمایشی به کارگردانی خانم زاهدی نمیتوانستید اسپانسر پیدا کنید ؟
آقای ناصر میاحی
مگر نمایش کوچ عاشقان فراموش کرده اید ؟ من هنوز خاطرم هست .
آیا نمیتوانستی خانم زاهدی را با اسپانسر های به اصطلاح نمایش های خودت آشنا و دست به دست کنی ؟
آقای بهزاد خیراللهی
دوست عزیز من ، اگر این نمایش اتل متل هله هوله بود که 50 اسپانسر قوی پیدا میکردید چطور به خانم زاهدی پشت کردید ؟ این که خاله سوسکه نیست که . . .
و سایر آقایان که اگر بخواهم اسم آنها را ببرم ممکنه دلخوری بوجود بیاد
این آقایان را هم که نامشان را بردم دوستان صمیمی خودم بودند و من از آنها گله دارم
حق فرخنده زاهدی این نیست که در اجرای نمایش اش در تالار آقتاب 10 تا 15 نفر تماشاچی باشند.
قدری به گذشته نگاه کنید و دست از این جنایات بردارید
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 0:10 موضوع | لینک ثابت

بسیاری از مظاهر طبیعت تولید نوای موسیقی می کنند مثل صدای آبشار، باران، صدای پرندگان، وزش باد از میان برگ ها و یا چهار نعل اسب. انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود. حدود ۵ هزار سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. از مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت.
در ایران نیز از دوران قدیم به خصوص در دوران ساسانی موسیقی بسیار شکوفا بود. موسیقی اروپایی قرون وسطی بیشتر در خدمت کلیسا و مراسم مذهبی بود. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت. قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است، نشان می دهد که در آن زمان یعنی قرن ۱۵ و ۱۶ میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند.
در قرن ۱۷ کلودیو مونته وردی اصول جدیدی را برای علم هارمونی پایه گذاشت.
در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ کورلی و ویوالدی از پیشوایان فرم کنسرتو بودند. ویوالدی با الهام از طبیعت قطعه معروف خود به نام چهار فصل را نوشت.
در همین دوران هاکوپرن فرانسوی آثار زیبایی را برای کلاوسن و ارگ ساخت.
ولی بزرگترین آهنگساز قرن ۱۸ یوهان سباستین باخ، آهنگساز آلمانی بود. او با وضع قوانین و اصول موسیقی که همیشه معتبر بوده و خواهد بود، هنر را با علم درهم آمیخت و آثاری جاودانه ساخت.
در همین دوران هندل آلمانی کنسرتوهای ارکسترال و آثار مذهبی و غیرمذهبی فراوانی ساخت که در تمام کشورهای اروپا با استقبال زیادی مواجه شد.
در نیمه دوم قرن ۱۸ سمفونی ابداع شد و بزرگترین آهنگساز آن زمان یعنی هایدن اطریشی ۱۰۴ سمفونی ساخت و لقب پدر سمفونی را به خود اختصاص داد. در دوران کهولت هایدن، آهنگساز جوانی به نام موتزارت در مدت کوتاه عمر خود صدها اثر جاودانه ساخته و هنر موسیقی کلاسیک را به اوج تکامل رسانید. در آخرین سال های قرن ۱۸ نابغه بی همتایی به نام بتهوون قدم به عرصه موسیقی گذارده و تحول عظیمی در سبک موسیقی به وجود میآید. با آثار بتهوون موسیقی سبک رمانتیک به تدریج شکل می گیرد.
این آهنگساز بزرگ آلمانی شخصیت و عطوفت انسانی را به عنوان کانون اصلی موسیقی خود انتخاب کرده و این هنر اصیل را از انحصار اشراف درآورده و مردم را مخاطب قرار می دهد.
هنگامی که آوازه موسیقی بتهوون عالم گیر شده بود، در گوشه دیگری از شهر وین جوان متواضعی به نام فرانتن شوبرت در مدت ۳۱ ساله عمر خود صدها قطعه آوازی برای مردم می سراید و سمفونی های او پایه های نهایی بنای پرعظمت سبک رمانتیک را بنا می نهد.
در این دوران آهنگسازان بزرگی از کشورهای مختلف قد علم کرده و دگرگونی عظیمی در موسیقی کلاسیک پدید میآید. روسینی در ایتالیا ده ها اپرا می سازد. مندلسون آلمانی به بازشناسی آثار باخ می پردازد و خود نیز آثار زیبایی به دوستداران موسیقی عرضه می دارد. شومان آلمانی موسیقی سبک رمانتیک را به درجه تکامل می رساند و آثار زیادی برای پیانو و ارکستر خلق می کند. شوپن لهستانی زیباترین و پراحساس ترین قطعات را برای پیانو میآفریند. لیست مجارستانی موسیقی رمانتیک ملی را پایه می گذارد و با الهام از موسیقی ملی آثار تحت عنوان پوئم سمفونیک یاراپسودی می سازد.
تحت تاثیر رمانتیسم ملی آهنگسازان دیگری از کشورهای اروپا آثاری در وصف میهن و ملت خود می سرایند. مثل اسمتانا آهنگساز چک که قطعه وطن من را می سراید. و یا گریک نروژی که با الهام از داستان های وطن خود قطعه پیرگینت را می سازد.
در دوران عظمت رمانتیسم واگنر آلمانی اپراهایی را تصنیف می کند که از حماسه های قدیمی آلمانی متاثر می باشند. وردی آهنگساز بزرگ ایتالیا معروف ترین اپراهای دنیا را در این دوران خلق می کند. در روسیه آهنگساز بزرگی به نام چایکوفسکی قدم به عالم موسیقی می گذارد و با خلق سمفونی ها، باله ها، چند اپرا و آثار دیگر نقش مهمی را در تکامل موسیقی ایفا می کند.
در آخرین سال های قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ نام مالر اطریشی در جهان موسیقی می درخشد و با گسترش سبک نئورماتیسم تحول تازه ای در موسیقی پدید میآید. دبوسی در فرانسه امپرسیونیسم را در موسیقی به کار می گیرد.
ریچارد اشتراوس آلمانی تحت تاثیر ادبیات و فلسفه قرون گذشته چند پوئم سمفونیک می سازد.
سیپلینوس فنلاندی در این دوران هنوز تحت تاثیر رمانتیسم ملی قرار دارد. در حالی که برخی آهنگسازان چون شونبرگ تحول تازه ای را در موسیقی مدرن به وجود میآورند، هنوز آهنگسازانی هستند که دنباله روی خط سنتی باقی می مانند مثل راحتما نینف آهنگساز روسی.
در چند سال اخیر آهنگسازانی از آخرین نسل موسیقیدانان بزرگ جهان را وداع گفته اند و ما را با آثار گذشتگان تنها گذارده اند مانند استراوینسکی، پروکفیف و شوستا کوویچ.
و امروز ما وارث گنجینه ای از آثار موسیقی کلاسیک هستیم که برای درک و لذت بردن از آن به بررسی می پردازیم.
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 17:9 موضوع | لینک ثابت
از تمام آنهائی که برای کودکان غزه و افغانستان و عراق توی سر خودشون میزنند . خواهش میکنم جواب بدهند.:
در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص داد.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که به خاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این چهره افتادهاند ....
آیا ما کم حافظه شدهایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و بسیار پرسش های بی پاسخ دیگر ...









نرگس برای عکاس نمیخندد
برق نگاه معصومشان با قابهای چوبی در دست که در آن چهرههایی متفاوت از تصویر فعلیاشان را نشان میداد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان میبود، و انگشتهای ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگیز دیگر این دوره انداخت.
نمیدانیم وقتی به درس پترس فداکار میرسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمیدانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست میدارند.
دخترکان و پسرکانی با قابهای بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج میزند، بچههایی که رنگ نداشته دیوار خانهاشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینههای سرسامآور درمان دارد و نمیدانیم چرا تا به امروز گرههای چروک چهرههایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان میماند، به دنبال مرغ خانهاشان میدود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروسهای خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچههای قربانی غفلت ما در کنار بچههای روستا برای گرفتن یک عکس حاضر میشود اما او برای عکاس نمیخندد.
نرگس دفتر مشقش را باز میکند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست میگیرد و در سطر اول مینویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمیگرفت
حالا من از اون دولت پاسخگو که دولت مهر هم هست میخواهم پاسخ این کودکان معصوم را بدهند.
آیا اگر این کودکان فرزندان خودشان بودند چه میکردند .
این بچه ها فردا از شما می پرسند. . . .
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 1:32 موضوع | لینک ثابت
حدس و گمان در مورد این که کدام فیلم خواهد توانست جایزه
اسکار بهترین فیلم سال را از آن خود سازد بی شباهت به یک بازی قمار
رولت نیست. در این مورد باید تعداد کل نامزدهای این
جایزه را در نظر گرفت ، سپس این که آیا کسی در میان هنرپیشگان و دست اندرکاران این
فیلم ها پیش از این جایزه اسکار را از آن خود ساخته است یا نه؟ هم چنین موضوع
داستان فیلم و اهمیت مسئله ای که در آن مطرح شده است ، حتی جو سیاسی موجود می تواند
از عوامل مهم و موثر در انتخاب فیلم سال جوایز اسکار باشد.
فیلم «میلیونر زاغه نشین » داستان زندگی الیور تویست مانند یک پسربچه مسلمان و کم سواد اهل مومبای است که تمام پاسخ های یک مسابقه هوش تلویزیونی را از طریق سختی های زندگی در کوچه پس کوچه های مومبای آموخته است. حال بد نیست نگاهی هم به فیلم های برنده سال های پیش بیاندازیم تا بتوانیم عواملی را که منجر به انتخاب فیلمی برای نامزدی و دریافت جایزه اسکار می شود بهتر بشناسیم
.هر چند هر یک از پنج فیلم نامزد جایزه اسکار امسال ، آثاری هنری ومنحصر به فرد محسوب می شوند اما در طول سال ها ، فیلم هایی که از تم های مشابهی برخوردار بوده اند همواره مورد توجه رای دهندگان جوایز اسکار بوده اند.
فیلم « میلیونر زاغه نشین» ماجرای یک پسربچه فقیر زاغه نشین است. پسربچه ای که در چایخانه یک اداره به کار اشتغال دارد و به صورتی غیر قابل تصور فرصتی می یابد تا برای برنده شدن یک ثروت یک میلیونی، در یک مسابقه هوش تلویزیونی محبوب و پرتماشاگر شرکت کند. این فیلم شباهت های داستانی با فیلم برنده اسکار « راکی » دارد که در سال ۱۹۷۷ برنده جایزه بهترین فیلم سال شد
.راکی هم داستان بوکس باز جوانی بود که با مشقت فراوان خود را به مرحله مسابقات بوکس قهرمانی می رساند و پس از برنده شدن دل دختر داستان را نیز به دست می آورد.
بسیاری فیلم« وضعیت غریب بنجامین باتن» را با فیلم برنده اسکار سال ۱۹۹۵ ، فارست گامپ با شرکت تام هنکس مقایسه می کنند. فیلمنامه هر دو فیلم توسط اریک راث نوشته شده است. قهرمان هر دو داستان افرادی غیرمعمولی و حتی عجیب محسوب می شوند. بنجامین باتن به شکل یک نوزاد پیر به دنیا آمده و با مرور زمان جوان و جوان تر می شود
. فارست گامپ از ناتوانی روحی رنج می برد و به اصطلاح عقب مانده است. هر دو مرد در طول زندگی طولانی خود به زنی دل می بندند که دسترسی به آن ها به ندرت ممکن است. هر دو توسط مادر های بدون شوهر بزرگ شده اند و هردو آزادی خود را در سفرهای دوردست دریایی باز می یابند و با چشم هایی جستجوگر و کنجکاو به زندگی نگاه می کنند.فیلم « میلک» یکی دیگر از نامزدهای جایزه اسکار بهترین فیلم
سال با شرکت شاون پن با فیلم « گاندی» برنده جایزه اسکار بهترین
فیلم سال ۱۹۸۳ با شرکت بن کینزلی مقایسه شده است. زندگی یک مرد معمولی که
به مبارزه در راه حق فراخوانده می شود. فیلم گاندی یک وکیل مدافع هندی در کت و
شلوار انگلیسی را نشان می دهد که بی عدالتی ها و تبعیضاتی که در آفریقای جنوبی شاهد
آن بوده است او را بر می انگیزد که به هندوستان بازگردد و در آنجا رهبری مردم خود
را برای رسیدن به آزادی و استقلال به عهده بگیرد. هاروی میلک شخصیت اول فیلم میلک
هم که تا آن زمان به صورت یک تاجر موفق در نیویورک زندگی می کرده به شهر دورافتاده
سن فرانسیسکو مهاجرت می کند. او نیز متحول می شود و با قبول هویت همجنسگرای خود به
فعالیت سیاسی و مبارزه برای احقاق حقوق مردان و زنان همجنسگرا می
پردازد
فیلم هایی با تم هولوکاست در طول سالیان در میان رای دهندگان جوایز اسکار از محبوبیت خاصی برخوردارند. فیلم فهرست شیندلر در سال ۱۹۹۴ اسکار بهترین فیلم سال را از آن خود ساخت. اما البته فیلم « کتابخوان» با شرکت کیت وینسلت و رالف فینس فقط درباره هولوکاست نیست. این فیلم که وقایع آن در دوران جنگ دوم جهانی در آلمان اتفاق می افتد درباره احساس گناه جمعی یک ملت در رابطه با عملکردهای دولت خود است. تماشاگر در ابتدای این فیلم با مسئله گناه و خیانت روبروست اما تمرکز فیلم روی شخصیت محوری آن است که خود نه یک قربانی بلکه یک مرتکب جرم است و این که آنچه او به عنوان وظیفه در دوران جنگ انجام داده است درنهایت جنایاتی است قابل مجازات
.فیلم کتابخوان شباهت های ویژه ای به فیلم آلمان « زندگی دیگران» دارد که درسال ۲۰۰۷ جایزه بهترین فیلم خارجی سال را از آن خود ساخت. ماجرای فیلم زندگی دیگران در آلمان شرقی اتفاق می افتد و مردی که به عنوان مامور اطلاعات برای دولت به خدمت اشتغال دارد با کمکرسانی به گروهی از فعالین سیاسی مخالف شغل خود را از دست می دهد و به مقام یک نامه رسان دولتی تنزل پیدا می کند
.پنجمین و آخرین نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم سال «فراست نیکسون» است که با فیلم مستند « وقتی پادشاه بودیم» درباره زندگی و مسابقات بوکس محمد علی مقایسه شده است. دو جوانک خوش بیان و خوشقیافه، دیوید فراست و محمد علی که هیچکدام جدی گرفته نمی شوند و قرار است تا با دو شخصیت ، یکی رییس جمهوری منفور و کنار گذاشته شده ، ریچارد نیکسون، و یک قهرمان نه چندان دوست داشتنی، جورج فورمن در شرایط بخصوصی روبرو شوند. هر دو فیلم در دوران دهه ۷۰ میلادی ساخته شده اند. فیلم وقتی پادشاه بودیم در سال ۱۹۹۷ به عنوان بهترین مستند سال شناخته شد. در نهایت هر دو جوان آن دوران، محمدعلی و دیوید فراست از این ماجراها به صورت قهرمانانی فنا ناپذیر بیرون آمدند و نام خود را در تاریخ به ثبت رساندند
.نوشته :
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در جمعه دوم اسفند 1387 ساعت 15:4 موضوع | لینک ثابت
دقایقی پیش پیام مهم ماهواره امید دریافت شد : زمین گرد است !
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 0:36 موضوع | لینک ثابت
سلام
ایام ، ایام دهه ی فجر است
و نمیشود کسی دهه ی فجر را بدون نام محمدرضا پهلوی شاه فقید ایران بیاد آورد
برای دانلود
با فرمت MP3 و حجم Mb 5.4 کلیک کنید
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 1:27 موضوع | لینک ثابت
این هم اون زنگهائی که قول شون را داده بودم
فقط من وقتی چک میکنم میبینم نزدیک به ۶۵۷ دانلود بوده ولی هیچکس نظر نداده
اشکال نداره
لطفا نظر یادتون نره
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 5:3 موضوع | لینک ثابت
کاریکاتورهای نیک آهنگ کوثر
در ادامه مطلب
اگر کسی ناراحت میشه لطفا ادامه مطلب رو نبینه
دیدن ادامه مطلب برای کسانی که فرهنگ آزادی قلم و شناختی از هنر کاریکاتور ندارند توصیه نمیشود
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 0:59 موضوع | لینک ثابت
این هم 6 تا زنگ موبایل که خودم ادیت کردم
در ضمن منتظر بسته جدید که آهنگ های جدید خواننده های معروف هست باشید
برای دانلود سری سوم زنگهای موبایل اینجا کلیک کنید
منتظر نظرات شما هستم
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در دوشنبه هفتم بهمن 1387 ساعت 1:20 موضوع | لینک ثابت
صمد بهرنگی موجی در ارس
در ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 12:28 موضوع | لینک ثابت
لطفا برای خواندن
زندگینامه بیوگرافی
داریوش اقبالی
خواننده نسل آتش و خون
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت 1:12 موضوع | لینک ثابت
شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اينجور نوشت
هر گلي هم باشي
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 15:51 موضوع | لینک ثابت
طرفدار های رضا صادقی حتما ادامه مطلب را ببینند
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 6:36 موضوع | لینک ثابت
با پخش شدن برنامه " شوک " از تلوزیون جمهوری اسلامی ایران خیلی از کسانی که نمیدانستند نوع جدیدی از تهاجم در حال شکل گیریست مدام این سوال در ذهن شان میچرخید:
شیطان پرستی دیگر چیست؟
مگر در ایران ما هم شیطان پرستی وجود دارد
متاسفانه در جواب این دوستان باید بگوییم که : " آری در همین ایران ما و در همین نزدیکی شیطان پرستی وجود دارد"
ولی متاسفانه برنامه شوک به دلیل این که برنامه ای بود که در جهت بهره برداری های سیاسی ساخته شده بود آنچه حقیقت شیطان پرستی بود را ارائه نکرد و به اصطلاح بهره برداری چنان زیبا در اهداف سیاسی خود کرد که سالها پیش برنامه هویت نتوانست چنین کاری کند
دوستانی که میخواهند در مورد شیطان پرستی در ایران بدانند بر روی ادامه مطلب کلیک کنند
دوستان عزیز نظر شما مهم است لطفا از نظر گذاشتن دریغ نکنید
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 1:39 موضوع | لینک ثابت
فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
عشق بازی کار هر شیاد نیست
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت 2:26 موضوع | لینک ثابت
ایرانسل در آهنگ های پیشواز خودش چند تا آهنگ گذاشته که یکی از اونها آهنگ سریال از سرزمین شمالی هست
بعضی از دوستان میخواستند این آهنگ رو برای زنگ موبایلشون داشته باشند
این هم سه تا آهنگ برای زنگ موبایل
برای دانلود کردن روی هرکدوم که میخواهید کلیک کنید
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 ساعت 13:51 موضوع | لینک ثابت

سلام
با پخش شدن سریال "حضرت یوسف" بار دیگر کتایون ریاحی در اوج زیبائی بازی جدیدی ارائه داد . به همین دلیل خیلی از کسانی که از سوابق ایشان اطلاعی ندارند کنجکاوند تا اطلاعاتی در مورد ایشان داشته باشند.
به همین دلیل بیوگرافی و تعدادی از عکس هایش را برای آن دوستانی که از من خواسته بودند میگذارم
لطفا نظرات خوتون رو در این مورد برایم بگذارید
بیوگرافی کتایون ریاحی:
در آن زمان در سینما چندان موفق نبود اما با بازی در مجموعه « پدرسالار » توانست خود را مطرح کند و حضور او در مجموعه های « روزهای زندگی » و خصوصا سریال « پس از باران » از او چهره محبوبی ساخت.
ریاحی موفق شد در مجموعه
های « پس از باران » و « شب دهم » بازی بسیار زیبایی ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوری از سینما با بازی در « شام آخر » مهمترین و زیباترین بازی
دوران زندگی خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم کاندیدای جایزه
بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد.
نام: کتایون ریاحی
تاریخ تولد: 1340
مدرک تحصیلی: لیسانس ادبیات و مردم شناسی.
خواهر علیرضا ریاحی (بازیگر)
بیوگرافی:
با نویسندگی برای کودکان شروع کرد و با فیلم « خبرچین » به سینما آمد. اما فیلم در نیمه راه متوقف شد و او برای بازی در فیلم « پاییزان » انتخاب شد.
در آن زمان در سینما چندان موفق نبود اما با بازی در مجموعه « پدرسالار » توانست خود را مطرح کند و حضور او در مجموعه های « روزهای زندگی » و خصوصا سریال « پس از باران » از او چهره محبوبی ساخت.
ریاحی موفق شد در مجموعه
های « پس از باران » و « شب دهم » بازی بسیار زیبایی ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوری از سینما با بازی در « شام آخر » مهمترین و زیباترین بازی
دوران زندگی خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم کاندیدای جایزه
بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد.
« این زن حرف نمیزند » دیگر فیلمی بود که توانایی های کتایون ریاحی را به رخ همگان می کشید. ریاحی برای بازی در این فیلم هم کاندید جایزه از هفتمین جشن خانه سینما شد.
چند تا عکس هم از خانم کتایون ریاحی گذاشته ام که برای دیدن آنها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت
یک نفر هست که هر زور غروب، دلش آرام ندارد
یک نفر هست که دلتنگ شماست.
وقت آن است که گلهای دگر غنچه کنند.
وقت آن است که باور بکنیم،
می شود مثل قدیم،
جاری و عاشق بود.
نوشته شده توسط وحید جوانبخت در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ساعت 4:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شاد بودن بزرگترین انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY